تو نداری سر وفاداری
حاشالله کی و کجا داری
ناز کم کن به بنده صاحب من
به نیازی که با خدا داری
پایت ای دل نمیرسد به زمین
به سر من سر کجا داری
دل به دریا فکن درین دریا
چه توقع ز آشنا داری
خانهات ای کمان یار آباد
گوشهٔ خاطری به ما داری
سرو من چون تو نیست سرو چمن
تو به سر گل به پا حنا داری
رفت بر باد خاک من در عشق
این بود معنی هواداری
بگذرای سیل اشک از سر من
شور کم کن چه ماجرا داری
میخرامی و نیست پروایت
گرچه دلها به زیر پا داری
در پس پرده شمع فانوسی
چه بلا حسن خودنما داری
به تفرج چه میروی سوی دشت
دل یک شهر در قفا داری
با تو واقف دعای کس چه کند
تو بلا بر سر بلا داری



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جان و اسباب ازو عطا داری
پس دریغش ازو چرا داری
ای دلزار محنت و بلا داری
بر خدا اعتمادها داری
اینچنین حضرتی و تو نومید؟
مکن ای دل، اگر خدا داری
رخت اندیشه میکشی هرجا
[...]
پای همراهیم کجا داری؟
چون تو بی من رهی جدا داری
ای دل ار عشق دلربا داری
سر سودای خود چرا داری
در طریق وفا ز روی صفا
جان کن ایثار اگر وفا داری
دلق فانی اگر برفت چه باک
[...]
لوحشالله! ازین وفاداری
این به خوابست یا به بیداری؟
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.