ز بس در جمع مهرویان تمامی
تو بیشک این جماعت را امامی
رقیب از کوی او شد مانع من
که در راه حرم باشد حرامی
ز سلک آن در دندان چه گویم
که دارد خنده بر نظم نظامی
به تنباکو کشی تا خو گرفتی
کشم هر لحظه ناز تلخکامی
به ذکر نام او لب آشنا کن
تو را این بس نگین نیکنامی
به نحوی صرف میگردید واقف
که ره باده سازد شرح جامی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.