تا کی خرد ز وسوسه در خون کشد مرا
کو عشق تا ز مجهله بیرون کشد مرا
در طالعام کجاست ترقی، مگر به زور
گاهی عروج ناله به گردون کشد مرا
قصاب غم دگر به جفا تیزدست شد
یک پشتکار مانده که در خون کشد مرا
تنگ آمدم ز شهر خدایا نصیب کن
آشفتهخاطری که به هامون کشد مرا
سرو بهشت اگر به مثل جلوهگر شود
دل بیشتر به آن قد موزون کشد مرا
منت ز دستگیری دونان نمیکشم
در خاک و خون اگر فلک دون کشد مرا
خوش گوشهای گرفتهام از مردمان ولی
چشم کسی ز گوشه به افسون کشد مرا
واقف ز صحبت عقلا خاطرم گرفت
کو جذبهای که پهلوی مجنون کشد مرا



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.