در دل من هوس چاک گریبانی هست
خاطرم مایل دامان بیابانی هست
همچون آن یار که باشد نگران یاری را
چشم داغ دل من در ره پیکانی هست
گاه مشاطه گهی باد صبا گاهی دل
دم به دم زلف تو را سلسلهجنبانی هست
مزن ای باد صبا گیسوی جانان بر هم
که درین سلسلهدل نام پریشانی هست
هر کجا پای نهد بوتهٔ خار آید پیش
هر که سودا زدهٔ شوخی مژگانی هست
هیچگه دست نوازش نکشیدی به سرم
هست بر گردن غیری اگرت احسانی هست
مصلحت هست که از گریه کنم دل خالی
زانکه در شیشهٔ این آبله طوفانی هست
نگشایند سر حقهٔ مرهم یاران
داغ من منتظر گرد نمکدانی هست
ساید از کبر کله گوشه به گردون چو هلال
ناقصی را که درین عهد لب نانی هست
اول دشت جنون کرد به زندان ما را
ما چه دانیم که شهری و بیابانی هست
همدمان بوی کباب از نفسم میشنوند
اندرین سینه همانا دل بریانی هست
بیتو از زنگی خویش چه گویم جانان
نیمجانی با اجل دست و گریبانی هست
ای صبا از من وامانده بگو یوسف را
گر قدمرنجه کنی کلبهٔ احزانی هست
هست دنبالهکش زمزمهٔ من واقف
هر کجا در چمنی مرغ خوشالحانی هست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر کرا با تو نه پیوندی و پیمانی هست
نتوان گفت که در قالب او جانی هست
باز جستیم و نشد روشن ازین چار کتاب
آیت این نمک و لطف که در شانی هست
دیو را درد تو در کار کشد، زانکه به حسن
[...]
به بهشتی نتوان رفت که رضوانی هست
ننهم پای در آن خانه که دربانی هست
نیست زنجیر سر زلف تو بی دل هرگز
دایم این سلسله را سلسله جنبانی هست
سنگ راه من سودازده طفلان شده اند
[...]
بیتوام جای نگه جنبش مژگانی هست
یعنی از ساز طرب دود چراغانی هست
کشتهٔ ناز توام بسمل انداز توام
گرهمه خاک شوم خاک مرا جانی هست
عجز پرواز ز سعی طلبم مانع نیست
[...]
تا دل از خود نرود، حال پریشانی هست
ذوق وصلی به کمال و شب هجرانی هست
چون سر از پیرهن عشق برآرد عاشق؟
نه رقیبی و نه مصری و نه کنعانی هست
سر به سر شکر و شکایت همه از یاد رود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.