تاب جور و جفا که میآرد
جز دل مبتلا که میآرد
گر نداری سری به زلف تو دل
بر سرم این بلا که میآرد
دیده مشتاق خاک پای کسی است
به من این توتیا که میآرد
خبر دل که گشته دشمن کام
دوستان از شما که میآرد
برگ عیشی ازان نهال بهشت
بهر این بینوا که میآرد
پیش او نام ما کسی نبرد
نامهٔ او به ما که میآرد
واقف از رنج هجر میمیرد
هان نوید شفا که میآرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.