هیچ راهی همچو راهِ کوی جانان دور نیست
گر روم چون اشکِ تر افتان و خیران دور نیست
دیر میآید مسیحا بر سرم از راه دور
گر کند درد مرا لعل تو درمان دور نیست
کردهای جا در دل و یکره نمیآیی به چشم
رنجه گر سازی قدم را راه چندان دور نیست
فرصتم نبْوَد که خار از پای خود بیرون کشم
همچو گل یک لحظه دستم از گریبان دور نیست
از سر زلف تو نزدیک است سودایی شوم
یک نفس از خاطرم فکر پریشان دور نیست
میخورم از غصّه خون کز خوان وصل او رقیب
با وجود شوربختی چون نمکدان دور نیست
میتوان برداشت واقف بار مهمان عزیز
گر کشد سختی دل از پیکان جانان دور نیست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.