در خواب همچو روی تو روی ندید چشم
زانرو تو را ز جمله نکویان گزید چشم
خواهم به گوشهای که نباشند مردمان
گویم به یار از غم دل آنچه دید چشم
رفتی و همچون قطرهٔ اشک از گداز شوق
از خانه در قفای تو بیرون دوید چشم
بفرست بوی پیرهن خویش با صبا
مپسند اینکه از تو شود ناامید چشم
در اشکباری ابر سیه شد طرف به من
ای گریه همتی که شود او سفید چشم
ای طائر خجسته یکی از درم درآ
تا کی در انتظار تو خواهد پرید چشم
واقف چهسان به مجلس می جلوهگر شود
شوخی که از حباب می او رسید چشم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.