داغ گردیدم از جداییها
چیدم این گل ز آشناییها
غرق خون گشتم از جداییها
نبرم نام آشناییها
چون نگین سرنوشت من شد محو
بر در او ز جبههساییها
خلق را در نظر شوی مه عید
گر کنی شیوه کمنماییها
میکند در نماز هم آن شوخ
از ره ناز خوشاداییها
جز گل داغ نیست چون شمعم
سر و سامان خودنماییها
بر سر کوی مهوشان شب و روز
چه کنم طالعآزماییها
دل سرگشتهام چو قبلهنما
کرد سوی تو رهنماییها
میکند تیغ ابرویش واقف
بر سرم جوهرآزماییها



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.