از دامگاه دهر رمیدم به احتیاط
دامن بخارزار کشیدم به احتیاط
چسبیده بود بس که به پیکان او دلم
از سینه تیر یار کشیدم به احتیاط
آخر مرا گذار به دام و قفس فتاد
هرچند ز آشیانه پریدم به احتیاط
تا کار من به نرگس جادوی او فتاد
بر خونش ان یکاد دمیدم به احتیاط
از بس که داشت آیینهٔ روی او صفا
در پیش یار آه کشیدم به احتیاط
در نوش بس که تعبیهٔ نیش ددیدهام
آن لب شی وصال مکیدم به احتیاط
ناصح نگشت یک سحنت دلنشین من
هرچند گفتهٔ تو شنیدم به احتیاط
آخر ز من نشست غباری به خاطرش
در کوی او اگرچه طپیدم به احتیاط
رسوای عالمی شدم آخر به رنگ صبح
واقف اگرچه جیب دریدم به احتیاط



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.