در سخنسازی ز بیبرگی چه غم داریم ما
سیم و زر مانند نرگس در قلم داریم ما
در طریق عجز از ما کس نیفتاده است پیش
اندرین ره سبقت از نقش قدم داریم ما
تخم امّیدی درین مزرع پریشان کردهایم
از تو چشم ریزش ای ابر کرم داریم ما
آنقدر یادی که زخم کهنهٔ ما نو شود
آرزو زان خامهٔ مشکین رقم داریم ما
قامت ما خم شد از پیری ولی در سر هنوز
همچنان سودای زلف خم به خم داریم ما
لطف با ما هم نمیسازد ز بس بیطاقتی
خود بده انصاف کی تاب ستم داریم ما
گریه واقف شمعسان ما را بود آب حیات
زندگی داریم تا در دیده نم داریم ما



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.