گنجور

 
واقف لاهوری

خون نمی‌گشتی دلم دلدار اگر می‌داشتم

غم نمی‌خوردی مرا غمخوار اگر می‌داشتم

می‌کشیدم منت دارالشفا بهر علاج

چشم بهبود دل بیمار اگر می‌داشتم

بی‌سروسامانیم افکنده در رنج و خمار

می‌نمودم رهن می دستار اگر می‌داشتم

از پی بوسیدن پایت چو آب ای سرو ناز

می‌رسیدم طاقت رفتار اگر می‌داشتم

می‌دهم جان از برای یک نگاه خشمناک

آه چشم مرحمت از یار اگر می‌داشتم

دل به جان آمد ز ضبط شکوهٔ آن بی‌وفا

واه چه می‌شد رخصت اظهار اگر می‌داشتم

کی به مسجد همچو واقف می‌نمودم اعتکاف

ره درون خانهٔ خمار اگر می‌داشتم

 
 
نسکبان اندروید