میسر هر کسی را کی شود با یار سرگوشی
مگر با آن خدنگ؟؟؟؟ کند سوفار سرگوشی
کدامین دود؟؟؟؟ بر هم نمیدانم
که او زلف کافر میکند بسیار سرگوشی
یقینم شد که بهر گوشمالم میکند فکری
چو دیدم یار را میکرد با اغیار سرگوشی
به کوی او ندارم محرمی تا راز دل گویم
کنم از بیکشی با رخنهٔ دیوار سرگوشی
دلی پر دارم و خواهم که همچون شیشه با ساغر
کنم روزی به او با دیدهٔ خونبار سرگوشی
ز بس میل سخن دارد به سرو من عجب نبود
کند گل گر به او از گوشهٔ دستار سرگوشی
کسی را واقف سر جنون کی میتوان کردن
کنم با حلقهٔ زنجیر خود ناچار سرگوشی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.