گنجور

 
واقف لاهوری

ظالم به حال ما نرسیدن ز بهر چیست

غم‌نامه‌ام نخوانده دریدن ز بهر چیست

کم‌دولتی است اینکه در آتش فتاده‌ای

آه ای سپند ناله‌کشیدن ز بهر چیست

خودبینی تو خانهٔ دل‌ها خراب کرد

اکنون بگو که آیینه‌دیدن ز بهر چیست

در راه یار وعده خلاف شعار من

ای دیده انتظارکشیدن ز بهر چیست

واقف چه می‌کنی به فراق امتحان خویش

این زهر قاتل است چشیدن ز بهر چیست

 
 
نسکبان اندروید