نمیترسد اگر زان فتنه قامت
چرا آهسته میآید قیامت
ز بزمت میروم با صد ندامت
تکلف برطرف صاحب سلامت
عجب دیوانهای سختی کشم من
به رغبت میخورم سنگ ملامت
به سرو از راستی صدبار گفتم
نمیزیبد درین گلشن اقامت
برای خدمت بزم تو شبها
کنم از شمع کسب استقامت
مریدت گشتم از پیر خرابات
توان جامی به من کردن کرامت
فرورفت از خجالت در زمین سرو
چو آمد در چمن آن سروقامت
سبکروحانه میگردم درین باغ
ندارم چون صبا فکر اقامت
قلم درکش ز فکر شعر واقف
که در پیش است دیوان قیامت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بلرزم چون بیندیشم ز نامت
بدین دل چون توانم جست کامت
بصر در خواب و دل در استقامت
زبانش امتیگو تا قیامت
تو امّید منی اندر قیامت
ندارم گرچه جز درد وندامت
طناب عمرتان اندر سلامت
بهم پیوسته بادا تا قیامت
خرامان میرود آن سرو قامت
جهانی را از آن قامت قیامت
مؤذن گر ببیند قامتت را
فراموشش شود تکبیر و قامت
امام از شوق آن شکل و شمایل
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.