نخست آن کس که شد در عشق او افسانه من بودم
دران زنجیر گیسو اولین دیوانه من بودم
سرت گردم مکن در عاشقی نسبت به اغیارم
نخست آنکس که شد شمع تو را پروانه من بودم
چو من بیرون شدم لب را تکلم آشنا کردی
به قربانت مگر در بزم تو بیگانه من بودم
کنون هر بیحقیقت آمدوشد بر درت دارد
کجا رفت آنکه تنها محرم جانانه من بودم
غرض آلوده هستند این گرفتاران که میبینی
به دامت آنکه آمد بیفریب دانه من بودم
نکردم کوتهی در خدمت خوبان سر موی
پریشان شد به هر جا زلف یاری شانه من بودم
کشیدم رنج بهر گنج در ویرانهٔ دنیا
چو دیدم خوب واقف گنج این ویرانه من بودم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.