بر سر دل مرا عتاب مکن
باش جان هم ببر شتاب مکن
دل که پروردش از نمک لب تو
ترک بدمست من کباب مکن
خانهٔ دشمنان مرو دیگر
خانهٔ دوستان خراب مکن
غم او بر سر شبیخون است
امشب ای دیده میل خواب مکن
صبر کن کشته میشوی ای دل
همچو سیماب اضطراب مکن
من گرفتم گناه من عشق است
اینقدر هم مرا عذاب مکن
ما گذشتیم از سر دل خویش
زلف را گو که پیچ و تاب مکن
خون گرم من آتش است آتش
زان سرانگشت را خضاب مکن
گفتم افسانهٔ مرا بشنو
گفت زینسان مرا به خواب مکن
فکر ویرانی دل واقف
مکن ای خانمان خراب مکن



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.