رسید غم به سرم بیخبر چه خواهم کرد
به اشک شام و به آن سحر چه خواهم کرد
تو هم به حضرت او میروی چه میدانی
که من ز رشک تو ای نامهبر چه خواهم کرد
ز درد دوری آن نور دیده چون یعقوب
جز اینکه اشک به بارم دگر چه خواهم کرد
در انتظار نشستم به آستانهٔ یار
اگر ز خانه نیاید به در چه خواهم کرد
ز اضطراب محبت که میکنم پنهان
اگر ز سینه دل افتد به در چه خواهم کرد
ز رشک خواری اغیار میخورم دل خویش
شوند پیش تو گر معتبر چه خواهم کرد
به حیرتم که به این دست و دل به رفته ز کار
تو ناگهان چو در آیی ز در چه خواهم کرد
اگر به جنگ دل کافرش زدم واقف
به نالهای که ندارد اثر چه خواهم کرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.