بیا از جلوه کن برپا قیامت
که کار خود برد بالا قیامت
به هر جا سایه افتد از قد یار
نروید سرو زانجا تا قیامت
بلاها دیدهایم از قامت او
چه میخواهد ز جان ما قیامت
رود بر باد چندین کوه طاقت
قدش هر جا کند بر پا قیامت
مرا از وعدهٔ وصلش چه حاصل
که نتوان زندهماندن تا قیامت
به تنهایی مرا مسپار مپسند
که آید بر من تنها قیامت
ز دنیا و ز عقبی در هراسم
که اینجا آفت و آنجا قیامت
به من ای سرو قد امروز بنشین
که خواهم کرد من فردا قیامت
ز دست آن شکارانداز واقف
قیامت در صحرا قیامت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.