غم چه استادهای تو بر در ما
اندر آ یار ما برادر ما
آنکه چون سرو رفته از بر ما
هست استاده در برابر ما
از درت ما کجا رویم ای عشق
که تویی پیر ما پیمبر ما
خوش نداریم خوشقدان چمن
ای قدت سرو ما، صنوبر ما
میزند یکّه بر صف دلها
شوخ ما، ترک ما، دلاور ما
ما و سودای خال و خط، چه خیال
مشک ما بخت تیره عنبر ما
در رگ ابر گریه خشک شود
گر ببیند به دیدهٔ تر ما
برنگردید از بر آن سرو
گشته قمری مگر کبوتر ما
جامهٔ عافیت ز جان کندیم
بسکه بوده است تنگ در بر ما
ای دریغا که در قفس بشکست
نازپروردهٔ چمن، پر ما
در دل ما نشاط غم گردد
باده خون میشود به ساغر ما
زنده مانند شمع از داغیم
سایهاش کم مباد از سر ما
گر به کوی تو آمدیم مرنج
دل دیوانه بوده رهبر ما



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.