مایل رحم اگر بدی چشم ستمپرست تو
خون مرا نریختی غمزهٔ تیر دست تو
خوردهام از تو ناوکیوز پس ذوق میکنم
گاه دعای دست تو گاه دعای شست تو
این دل خون گرفتهام بس که کشید درد و غم
رفت امید عافیت همچو حنا ز دست تو
ای دل شیشه جان من سخت ز خویش غافلی
سنگدلان شهر را هست سرشکست تو
کیست رقیب سگ که تا واقف ازو کند هراس
حملهٔ شیر میکند عاشق فاقه مست تو



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.