چو خم به گوشهٔ میخانه نسبتی دارم
چو می به شیشه و پیمانه نسبتی دارم
ازان ز شهر به در میروم شتابزده
که همچو سیل به ویرانه نسبتی دارم
چرا به خرد و بزرگ زمانه بنشینم
که من به شیشه و پیمانه نسبتی دارم
اگرچه راه ندارم به صدر همچو غبار
به آستانهٔ جانانه نسبتی دارم
ازان ز پهلوی فرزانگان گریزانم
که من به مردم دیوانه نسبتی دارم
مرا به سلسلهٔ سبحه اعتقادی نیست
که من به گریهٔ مستانه نسبتی دارم
به سر کنم به گل و شمع روز و شب واقف
که من به بلبل مستانه نسبتی دارم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.