مست آمد عتاب کرد و گذشت
جگرم را کباب کرد و گذشت
تند و پرشور بود همچون سیل
خانهام را خراب کرد و گذشت
زهره چشمی به کار من فرمود
زهرهٔ طاقت آب کرد و گذشت
گلهٔ زلف خود شنید از من
قدری پیچ و تاب کرد و گذشت
گرم آمد به خانه سوختنم
همچون برق اضطراب کرد و گذشت
گفتمش عمر من چنین مشتاب
نشنید و شتاب کرد و گذشت
تا چه دیدن آن فرشتهخو از من
که مرا سگ خطاب کرد و گذشت
داشتم صد سؤال و نازده حرف
او مرا لاجواب کرد و گذشت
من سگ آن فرشتهخو واقف
که ز من اجتناب کرد و گذشت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.