ز دست عزیزان وطن میگذارم
وطن گر بهشت است من میگذارم
هوای قفس ریخت آتش به بالم
چمن را به مرغ چمن میگذارم
گرفتم که دامن ز دستم کشیدی
تو را ای ستمکار من میگذارم
مرا خانهای بود دل نام لیکن
ز دست تو بنیادکن میگذارم
گرفته گریبانم او دامنش من
نه او میگذارد نه من میگذارم
ازین بدحریفان خدا حافظت باد
تو را مست در انجمن میگذارم
دهم جان به تلخی که شیرینلبی را
به صد حسرت کوهکن میگذارم
دلم را که دارد هوای شکستن
در آن طرهٔ پرشکن میگذارم
مرا نسبتی هست با شمع واقف
چو میرم همین پیرهن میگذارم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.