گل ز وصل تو چیدنم هوس است
خار از دل کشیدنم هوس است
زیر تیغش طپیدنم هوس است
چقدر آرمیدنم هوس است
بگذارید دست من یاران
که گریبان دریدنم هوس است
بگشایید بند از پایم
سر به صحرا کشیدنم هوس است
یا رب آتش فتد به بال و پرم
از قفس گر پریدنم هوس است
زان بخشم آرمش که دشنامی
از لب او شنیدنم هوس است
چه بلا وحشت است در طبعم
که ز خود هم رمیدنم هوس است
چون قبا سرو جامه زیب تو را
تنگ دربر کشیدنم هوس است
میل در دیده میکشم واقف
روی مردم ندیدنم هوس است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.