من کیم تا آن قد رعنا به فریادم رسد
مصرعی از عالم بالا به فریادم رسد
خوش به فریاد آمدم از درد تنهایی دگر
وه چه خوش باشد گر او تنها به فریادم رسد
سردی دوران مرا افسرده دارد کاشکی
آتشین روی درین سرما به فریادم رسد
میتوانم داد داد پیشهٔ دیوانگی
روح مجنون گر درین صحرا به فریادم رسد
صورت حالم ز هجرانش بسی گردیده زشت
او مگر با چهرهٔ زیبا به فریادم رسد
دست نتوانم زدن در زلف جانان از ادب
میکنم گستاخی ار سودا به فریادم رسد
من که ننگ دودهٔ آدم شدم از ناکسی
جز سگ کویش که در شبها به فریادم رسد
شور زاغان کاهش جان شد درین باغم کجاست
بلبلی کز صوت روحافزا به فریادم رسد
چون سپندم فرصت یک ناله واقف بیش نیست
کارم آخر میشود تا کس به فریادم رسد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.