آنی که نیست جز سمت پیشهٔ دگر
هر دم دلت به سنگ زند شیشهٔ دگر
از دل خیال خال تو اصلاً نمیرود
این دانه کرده درد ل من ریشهٔ دگر
من کوه درد عشق چون فرهاد میخورم
هر لحظه از طپیدن دل تیشهٔ دگر
بر باد داده بیشهٔ عشق آبروی من
آن به که اختیار کنم پیشهٔ دگر
واقف ز کوی یار به همراهی دلی
رفتم که دل دهم به جفاپیشهٔ دگر



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.