میبری دل را و دانم کز نظر خواهی فکند
از نظر خواهی فکند و دربهدر خواهی فکند
ثبت سازم سرنوشت خویش بر لوح مزار
گر بدانم بر سر خاکم گذر خواهی فکند
ای پسر از شعلهٔ حسن تو روشن شد مرا
کاتش اندر دودمان بوالبشر خواهی فکند
در پی من گر چنین خواهی فتاد ای سوز عشق
صد بیابانم ز مجنون بیشتر خواهی فکند
گر چنین طافت ربا خواهی شد از تاب کمر
کوه تمکین بتان را از کمر خواهی فکند
ای کمانابرو به چنگ واقف از شوخی مرو
پیش تیر آه او ورنه سپر خواهی فکند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.