چون ماجرای هجر به جانان کنیم عرض
گریان شویم و قصهٔ طوفان کنیم عرض
شایستهٔ نثار تو نقدی به کیسه نیست
افتد اگر قبول دل و جان کنیم عرض
آیینهوار ساده ز نقش تکلفیم
در خانه هرچه هست به مهمان کنیم عرض
گاهی جدا ز جمع رقیبان نمیشوی
پیشت چگونه حال پریشان کنیم عرض
آید به شور از اثر بخت شور ما
گر زخم خویش را به نمکدان کنیم عرض
ما طول و عرض قصهٔ خود را ندادهایم
این یک دو سطر آه به جانان کنیم عرض
خندان چو گل بیا که به گوشت گداز دل
شبنمصفت به دیدهٔ گریان کنیم عرض
شاید که راه دهد به درون سرای او
درماندگی خویش به درمان کنیم عرض
تعلیم رحم سود ندارد به غمزهاش
بر کافر فرنگ چه ایمان کنیم عرض
واقف دوای ما به لب او حواله است
ما درد خود چرا به طبیبان کنیم عرض



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.