صفای آن رخ گلفام برطرف شد و رفت
بهار خوبی ایام برطرف شد و رفت
چنان میان من و یا راه مسدود است
که رسم نامه و پیعام برطرف شد و رفت
ز بسکه لطف خود از ما دریغ میداری
چه جای بوسه که دشنام برطرف شد و رفت
چه منت است ز سودای پخته بر سر من
که از سرم هوس خام برطرف شد و رفت
از آن زمان که طرف شد بر دل غم عشقت
قرار و راحت و آرام برطرف شد و رفت
ز کفر زلف تو تاریک گشت روی زمین
فغان که رونق اسلام برطرف شد و رفت
زمانه ساخته افسردهام چنان واقف
که گریهٔ سحر و شام برطرف شد و رفت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.