به کوی یار گذاری که داشتم دارم
به عاشقی سروکاری که داشتم دارم
حنا نیم که دهم دامن وفا از دست
سری به پای نگاری که داشتم دارم
گلم ز جیب ز فیض بهار گریه دمید
به پیرهن دو سه خاری که داشتم دارم
غبار گشتم و بر برگ گل نشستم لیک
هوای دامن یاری که داشتم دارم
فشاند بر سر خاکم به ناز دامن و گفت
به خاطر از تو غباری که داشتم دارم
برای من مکن ای چرخ فکر پیراهن
من از لباس تو عاری که داشتم دارم
نرفت تیرگی از کلبهام به شمع افسوس
ز زلف او شب تاری که داشتم دارم
گذشت اگرچه ز حد بیقراریم واقف
به کوی یار قراری که داشتم دارم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.