به پیریم شده رهزن جوان خودرای
خدانترس بتی خودپسند خودرای
هزار حیف که یکبار هم ندیدیم ازو
تفقدی کرمی پرسشی دلاسای
به زیر چرخ نداریم چارهای ز گداز
برای ماست فلک بوتهٔ معمای
صبا چمن به چمن گشتهای نشانم ده
به رنگ و بویش اگر دیدهای گلی جای
بیا به چشم ترم لخت دل تماشا کن
چو تختهپارهٔ کشی میان دریای
ز من برای چه دامن کشیده میگذری
مرا ز ضعف نمانده است دست گیرای
دل غریب تو واقف مگر به شور آید
که هست بر سر کویش غریب غوغای



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.