ربودی جان من زین دل ازان دل
چه خواهی کرد آخر یک جهان دل
به کویش میرود از من نهان دل
مرا دشمن ز جان شد دوستان دل
به کوی یار بنگر یک جهان دل
فتاده از زمین تا آسمان دل
چه سازد گر نسازد با جفایت
ستمکش دل زبون دل بیزبان دل
دلش سنگین و چشمش سخت خونریز
خداحافظ ازان چشم و ازان دل
بود سرگشتهٔ یادت چو تسبیح
به صحرای طلب یک کاروان دل
دل از من کندی و دادی به اغیار
عبث بهر تو عمری کند جان دل
گرفتم دل گرفتم زود لیکن
به من کی میگذارد دلستان دل
من از وی داد خود را میستانم
اگر واقف نبودی در میان دل



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.