به شهر حسن حال ما غریبان را که میپرسد
همه کفر است آنجا اهل ایمان را که میپرسد
نپردازد کسی با پاک دل در محفل خوبان
در آنجا باعث چاک گریبان را که میپرسد
بهجز تیرش که میجوید نشان استخوان ما
سراغ کشتگان تیغ حرمان را که میپرسد
به کوی خوشنگاهان رفتی ای دل قدر خود دیدی
فرنگست آن دیار آنجا مسلمان را که میپرسد
دل و جان مرا برد است چشم کافرش واقف
اگر دین هم برد آن نامسلمان را که میپرسد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.