یا به من ده دل غمین مرا
یا شنو نالهٔ حزین مرا
تا که نزدیک آمدی بستی
دیدهٔ عقل دوربین مرا
اشک چون طفل شوخ میگیرد
گاه دامن گه آستین مرا
گرچه روشن نمیکند شب من
بد مگویید مهجبین مرا
بر سرم پا گذاشتی از لطف
آسمان ساختی زمین مرا
من ز احسان آب دیده ترم
کز دلت شست گرد کین مرا
گر چنین رو تُرُش کنی با من
سرکه گردانی انگبین مرا
به چه جرم ای نگار خونیندست
جوی خون کردی آستین مرا
بر درت مرد واقف از بس حزن
تو نگفتی چه شد حزین مرا



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.