پندگویان دو سه حرفی به من ارشاد کنید
ترسم افسرده شود آتش من یاد کنید
تلخ شد عیش من از حسرت خواب شیرین
همدمان پیش من افسانهٔ فرهاد کنید
چند در بند شما خون شودم دل خوبان
چون قبا را بگشایید مرا یاد کنید
کی بود صورت آن شوخ کشیدن آسان
قلم مژگان ز موی پریزاد کنید
تنگدل مردهام از دست شما غنچهلبان
به گل فاتحهای روح مرا شاد کنید
خوبرویان چه شود گر نفسی آیینهوار
خانهٔ واقف حیرتزده آباد کنید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بیدلان چند خیال گل و شمشاد کنید
خون شوید آن همه کز خود چمن ایجاد کنید
کو فضایی که توان نیم تپش بال افشاند
ای اسیران قفس خدمت صیادکنید
ما هم از گلشن دیدار گلی میچیدیم
[...]
میگساران چو هوای گل و شمشاد کنید
لختی از خون جگر خوردن ما یاد کنید
خوش قدان، خسرو وقت اید به اقبال بلند
ملک دل زآن شما شد، ستم آباد کنید
به وفا خاطر عشّاق توان داشت نگاه
[...]
من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید
قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید
فصل گل میگذرد ، همنفسان بهر خدا
بنشینید به باغی و مرا یاد کنید
عندلیبان! گل سوری به چمن کرد ورود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.