تو بلبل طافت پرواز داری باز مینالی
هزارا شکن کن چون من نداری بیپر و بالی
ز می؟؟؟ تهی کردن نخواهد آنقدر فرصت
زمانی باش جانان تا کنم پیشت دلی خالی
چه در وصف تو ماه خردسال من توان گفتن
ندیده چون تو ماهی چرخ با وصف کلان سالی
دلم از سینه بیرون شد چو پیکانش فرود آید
که صاحبخانه سازد بهر مهمان جای را خالی
...
تو ای از اصل خود افتاده دور اصلاً نمینالی
به قتلم یار کرد اقبال برگردید مژگانش
مرا کشت است واقف درد این برگشته اقبالی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.