گنجور

 
واقف لاهوری

دلش خاراست بسیار آزمودم

دلم میناست بسیار آزمودم

دم آخر شنیدم کوهکن گفت

بلا سخت است این کار آزمودم

خطا هرگز نگردد ناوکت آه

مکرر در شب تار آزمودم

به دستم زلف پیچانش نیفتاد

هزار افسوس به این مار آزمودم

به عیاری دل از پیران ربایی

تو را ای طفل طرار آزمودم

نمی‌آید به خوایم یوسف من

ندارم بخت بیدار آزمودم

نشستی گرد کین از خاطر من

تو را ای گریه بسیار آزمودم

سفر اولی است واقف زین دیارم

که هم اغیار و هم یار آزمودم

 
 
نامبردگان شاهنامه
فخرالدین اسعد گرگانی

ترا زین پیش بسیار آزمودم

تو گویی کزدم و مار آزمودم

نظامی

مرا سهل است کاین بار آزمودم

مبارک باد بسیار آزمودم

وحشی بافقی

خوشست آن مه به اغیار آزمودم

به من خوش نیست بسیار آزمودم

همان خوردم فریب وعدهٔ تو

ترا با آنکه سد بار آزمودم

ز تو گفتم ستمکاری نیاید

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه