هوس عیش نماند از تو جدا در سر ما
تب بود در شب هجران تو همبستر ما
در هواداری بالای تو خواهیم گریست
آب گو یک قد آدم گذرد از سر ما
هچو آن رشته که شد سوخته پیداست هنوز
پیچ و تاب غم عشق تو ز خاکستر ما
شمعِ فانوس ز همدردی ما لاف مزن
جامه از گرمی تب سوخته شد در بر ما
عاقبت سیل برد خانهٔ ما را واقف
دشمن خانگی ما شده چشم تر ما



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.