زمین خدمتش گاهی که یابم یار میبوسم
گهی از درد محرومی در و دیوار میبوسم
به ذوق آنکه خورداست از لب شمشیر او بوسی
دهان زخم را میبوسم و بسیار میبوسم
مرا تیری زدی کو بخت تا دست تو را بوسم
چه بوسیده است شستت را لب سوفار میبوسم
چنان دیوانهٔ آن قامت و رخسار گردیدم
که پای سر و گل را در چمن صدبار میبوسم
در اوراق دلم ثبت است آیات وفا واقف
من آن را از ره تعظیم مصحفوار میبوسم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.