کردم وداع یار ببینم چه میشود
رفتم ازین دیار ببینم چه میشود
هرچند بردن است ازو باختن ز من
تا آخر قمار ببینم چه میشود
او را پیاده دیده ز کف دادهام عنان
چون بینمش سوار ببینم چه میشود
این اشک نیمرنگ پسندش نمیفتد
ای دیده خون ببار ببینم چه میشود
افتاده است همچو من آزرده را دگر
با هجر کارزار ببینم چه میشود
نومید وصل نیستم از امتداد هجر
هستم امیدوار ببینم چه میشود
زر کردمش فدا دل او مهربان نشد
سر میکنم نثار ببینم چه میشود
خواهم کشید بر در آن بیحساب کن
فریاد بیشمار ببینم چه میشود
دل مضطراب ز پهلوی من پیش یار رفت
جان مانده بیقرار ببینم چه میشود
چشمم به هیچ سرمه نشد روشن ای صبا
خاک درش بیار ببینم چه میشود
آغاز عاشقی است به سر خاک میکشم
واقف مآل کار ببینم چه میشود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.