سنگسارم کرد آن مه مهربانی را ببین
نالهای هرگز نکردم سختجانی را ببین
مدعی بر مرگ من صد ره گواهی داد و او
زنده پندارد هنوزم بدگمانی را ببین
درد بیپرواییش افکنده بر بستر مرا
کاش کس گوید به او گاهی فلانی را ببین
جلوهٔ آن ماه زرین پوشم از بیطالعی
برق خرمن شد بلای آسمانی را ببین
شب به شاخی روز بر شاخی کشم واقف صفیر
بلبل این گلشنم بیآشیانی را ببین



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.