شب از دوریت سخت افسرده بودم
چه افسرده جان کسی مرده بودم
شدم در قمار محبت حریفش
دغا باخت او ورنه من برده بودم
دهان مرا دوختی خوب کردی
چه دلها که از ناله آزرده بودم
رقیبانه سر میکنی از چه با من
دلا من درین بزمت آورده بودم
به کامم ازان شد عتیق لب او
که یک عمر خون جگر خورده بودم
ازان شب هراسیدم از طرهٔ تو
که مار سیاهش گمان کرده بودم
خدا را مزن بر سر غیر تیغی
که من بر سر کارش آورده بودم
فلک کرد در چشم او خاک حرمان
درین دشت دامی که گستنرده بودم
ز بس در جگر نم نبودست امشب
پی گریه واقف دل افسرده بودم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.