از دلم تیر یار میگذرد
آه کارم ز کار میگذرد
نام هجران چو در میان آید
اشک من از کنار میگذرد
هر که نو میکند به روی تو ماه
همه سالش بهار میگذرد
اشک از پی دود گسستهعنان
یار هر که سوار میگذرد
زان جفاها که کرده بر جانم
از دلم شرمسار میگذرد
چشم بر راه وعدهٔ او را
عمر در انتظار میگذرد
بر من از یاد روی و موی کس
طرفه لیل و نهار میگذرد
قصهٔ عمر خضر کوته کن
سخن از زلف یار میگذرد
روزگاری به هم رسان واقف
زود شو روزگار میگذرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.