فصل گلست و این دل محزون همان که بود
چون لاله در پیالهٔ او خون همان که بود
از حرف خویش خامهٔ او برنگشت آه
آمد هزار نامه و مضمون همان که بود
با ما هنوز خاطر او بیغبار نیست
گشتیم خاک و کینهٔ گردون همان که بود
سحر نگاه اوست که باطل نمیشود
خطش دمید و چشم پرافسون همان که بود
هجر توام اگر چه بسی گوشمال داد
ساز محبت است به قانون همان که بود
دیوانه گشت عاقل و شد مست هوشیار
دل بهر آن دو سلسله مجنون همان که بود
شد زار صد هزار گل سرخ این چمن
اشکم به یاد روی تو گلگون همان که بود
پر شد درین چمن قدح عیش دیگران
چون نرگسم پیالهٔ واژون همان که بود
آسود گردباد ولی مشت خاک ما
آواره کرد دامن هامون همان که بود
از یاد رفت مصرع برجسته صد هزار
در دل خیال آن قد موزون همان که بود
با آنکه واقف از غم هجر تو خون شدست
درد تو در کمین شبیخون همان که بود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.