کمر بستی به کین من نشستی در کمین من
چه داری نازنین من به این خاطر حزین من
به دست آوردهام شمعی ز داغ آتشینروی
کند پروانه چون فانوس طوف آستین من
ندارد بهره از هستی سر مو آن کمر ورنه
نمیماندی نهان از دیدهٔ باریکبین من
وزد گر بادگرمی رنگ میبازد گل رویت
خدا بادا نگهبانت ز آه آتشین من
به نامم ختم شد افتادگی واقف که چون خاتم
ندارد هیچ فرق از نقش پا نقش جبین من



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.