به آن کسی که کند یک دل پریشان جمع
دهند اجر کسی را که کرده قرآن جمع
صبا ز آمدن او مگر رسانده خبر
که بلبلان همه گشتند در گلستان جمع
به سینه این دل دیوانه سخت مضطرب است
خبر دهید کجا گشتهاند طفلان جمع
ز رفتن تو شد اوراق صبر برگ خزان
بیا که تا شود این نسخهٔ پریشان جمع
همیشه میخلد این آرزو مرا در دل
که خارهای رهت را کنم به مژگان جمع
بیا حساب غم و عیش یک ره از من پرس
که من برای تو این خرج کردهام آن جمع
چنانکه قافله یکجا شود به منزلگاه
شدست لخت دل و اشک من به دامان جمع
برای بردن مکتوب او سلیمانوار
شدست بر سر من فوج فوج مرغان جمع
هزار پاره چو گل گرچه کردهام واقف
هنوز خاطر من نیست از گریبان جمع



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.