نیست یک دل که مبتلای تو نیست
نیست یک جان که در بلای تو نیست
سوختم تا شوم هوادارت
خنک آنکس که در هوای تو نیست
بس که شرمند از وفا شدهام
میروم حاجت جفای تو نیست
پیش روی تو گل چه رو دارد
روی گل همچون پشت پای تو نیست
کاسهٔ مهر اگرچه زرین است
شاه من درخور گدای تو نیست
گرچه خوشبو است طرهٔ سنبل
لیک چون طلف مشکسای تو نیست
دیدم آیینه خانهٔ گیتی
هیچ آیینه را صفای تو نیست
واقف از وی چه میکشی آزار
ترک این بت بگو خدای تو نیست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.