گنجور

 
واقف لاهوری

غم ندارم گر به غربت روزگارم می‌کشد

می‌کشد این هم که دور از کوی یارم می‌کشد

نی همین اندوه بیزاری یارم می‌کشد

زاری دارد دل زارم که زارم می‌کشد

غیرت معشوقیت ای شوخ عاشق‌کش چه شد

بی‌حمیت تیغ برکش روزگارم می‌کشد

وعده‌ای دادی که می‌آیم بر یا کشتنت

زود شو گر دیر کردی انتظارم می‌کشد

درد عشق و داغ حسرت رشک غیر و جور یار

چون شوم جان بر که هریک زین چهارم می‌کشد

در دیارش بودم و با من سگ او یار بود

وان که اکنون یاد آن یار و دیارم می‌کشد

نیست امشب التفاتی سوی من آن ماه را

حسرت کم التفاتی‌های یارم می‌کشد

ای رخت خورشید و ماه من به فریادم برس

روزهای تیره و شب‌های تارم می‌کشد

گرچه یارم کشت لیکن از دلش کینم نرفت

حالیا بی‌رحم من شمع مزارم می‌کشد

حسن او را واقف از عشق من آید ننگ و عار

حاضرم گر بهر دفع ننگ و عارم می‌کشد

 
 
نامبردگان شاهنامه
عبدالقادر گیلانی

من نمی‌گویم که جور روزگارم می‌کشد

طعنه بدخواه و بدعهدی یارم می‌کشد

دور از او بی‌طاقتی باشد که روزی چند بار

محنت و دردی و داغ انتظارم می‌کشد

من نهانی عشق ورزم با دل آن تندخو

[...]

هلالی جغتایی

گر برون می‌آید، آن بی‌رحم، زارم می‌کشد

ور نمی‌آید، به درد انتظارم می‌کشد

گر، معاذ الله، نباشد دولت دیدار او

محنت هجران به اندک روزگارم می‌کشد

ای که گویی: بر سر آن کوی خواهی کشته شد

[...]

وحشی بافقی

غم هجوم آورده می‌دانم که زارم می‌کشد

وین غم دیگر که دور از روی یارم می‌کشد

می‌کشد صد بار هر ساعت من بد روز را

من نمی‌دانم که روزی چند بارم می‌کشد

گریه کن بر حسرت و درد من ای ابر بهار

[...]

صائب

زخم گل آب از نوای آبدارم می‌کشد

شور بلبل خجلت از جوش بهارم می‌کشد

از مروت نیست مجنون مرا عاقل شدن

در سر هر کوچه طفلی انتظارم می‌کشد

گرچه دامن بر ثمر چون سرو و بید افشانده‌ام

[...]

آذر بیگدلی

یار بهر خاطر اغیار زارم می‌کشد

من به این خوش می‌کنم خاطر، که یارم می‌کشد

وعدهٔ وصلم به محشر می‌دهد، در زیر تیغ؛

می‌کشد، اما ز لطف امیدوارم می‌کشد

در قفس داغ فراق گل، جگر می‌سوزدم

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه