از جنگ تو شدم من دلتنگ منفعل
صلحی بکن کنون که شود جنگ منفعل
شرمنده شو ز خود که به این سیمپیکری
داری دلی که هست ازو سنگ منفعل
بر اشک سرخ گونهٔ زارم نظر نکرد
گشتیم پیش یار به هر رنگ منفعل
هر خس شکفته است چو گل در حریم او
من مانده غنچهسان به دل تنگ منفعل
دارم به پشت خم بر آن یار دلنواز
آن زار نالی که شود چنگ منفعل
واقف شب گذشته ز آهنگ نالهات
تا صبح بود مرغ شبآهنگ منفعل



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.