از دوستان امید وفا داشتم نشد
در خاطر شکسته چهها داشتم نشد
آن دانهام که خاک مرا پاک خورده است
در سر خیال نشو و نما داشتم نشد
در سر هوای نکهت پیراهن تو ماند
چشمی به راه باد صبا داشتم نشد
بیمار داشت نرگس یارم تمام عمر
از لعل او امید دوا داشتم نشد
ننواخت هیچگاه به دشنامی آن لبم
اندک توقعی ز دعا داشتم نشد
بیبرگ و بینوا ز گلستان برآمدم
واقف امید برگ و نوا داشتم نشد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.